أبو الحسن الشعراني

87

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

خير اختراع شده و گاهى براى شرّ و فساد به كار مىرود . وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ . « 1 » مؤلف : اين آيه دلالت دارد كه تعلّم و فراگيرى سحر و امثال آن محظور نيست ، زمانى كه مقصود از دانستن آن اطّلاع بر حيله و فتنهء ديگران و تشخيص از معجزه باشد ، بلكه حرمت آن منحصر است در عمل كردن يا دانستن به قصد عمل كردن . مرحوم شعرانى : چنان‌كه گفتيم ، اختراع هر علمى و صنعتى براى خير بود و مردم فاسد آن را در شر به كار بردند ، مانند علم طبّ كه براى علاج بيمار است ، امّا شريران داروهاى سمّى را فراگرفته ، خود را يا ديگرى را مىكشند . هاروت و ماروت نيز سحر را براى كار خير تعليم مىكردند و گروهى براى ضرر و فساد به كار بردند . و ما شرحى در معنى سحر و حكم آن در حواشى وافى در ابواب حدود نوشته‌ايم و گفتيم حرمت سحر براى اضرار است و اگر ضررى به بدن و عقل مسحور ندارد ، نه حرام است و نه حدّ دارد . « 2 » مؤلف : بدان‌كه سحر حيلتى باشد كه وجه او پوشيده باشد از جنس آن‌كه مشعبدان كنند و جنس آن‌كه سحرهء فرعون كردند ، از آن‌كه عصاها مجوّف كردند و رسن‌ها از اديم بدوختند مارپيكر و اژدها صورت ، پراز زيبق كردند و زير زمين مجوّف كردند و آتش بر او ريختند و وقت چاشتگاه كه آفتاب گرم شد ، گرماى آتش و گرماى آفتاب از زير و بالا اثر كرد آن حبال و عصىّ از آن جيوه - يعنى زيبق - به جنبش درآمد ، چنان مىنمود كه بخواهد رفتن ، چنان‌كه حق‌تعالى گفت : يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى . « 3 » اين نوع ، سحر است و نوعى ديگر هم از باب حيل باشد . علّامه شعرانى : مؤلف گويد : هيچ مؤثّر نيست ، جز اسباب مادّى و ساحر آن را

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 267 . ( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 66 .